يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

151

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

اعلى « 1 » آمدند - سلطان را شوكت و قوت و مكنت « 2 » زيادت حاصل گشت - شاهزده همايون خان و اسلام خان و غالب خان و راى كمال الدين و راى ذوالجي « 3 » را با لشكرهاى قاهره براى قلع و قمع « 4 » فسدهء ابو بكر شه و بندگان فيروز شاهي « 5 » نامزد كرد - امراى مذكور در قصبهء مهندوارى رسيده بودند - در ماه محرم سنه ثلاث و تسعين و سبعمائه ابو بكر شه و بهادر ناهر و بندگان فيروز شاهي جمعيت كردند يكايك روز روشن بر لشكر مذكور زدند - بعضى لشكر را خسته كردند - اسلام خان با جمعيت خود مستعد شده بحرب پيوست - شاهزاده و لشكر ديگر نيز سوار شدند - و هم بحملهء اول ايشان را « 6 » شكستند - لشكر سلطان تعاقب كرد - و بيشتر « 7 » منهزم شده در حصار كوتله رفتند - و بعضى اسير و دستگير گشتند - چون خبر مذكور بسمع سلطان رسيد سلطان نيز همان طرف سوارى فرمود - نزديك كوتله كنارهء دهند نزول كرد - ابو بكر شه و بهادر ناهر امان خواسته بر سلطان ملاقات كردند - بهادر را جامه داده بازگردانيد - ابو بكر شه را برابر كرده در منزل كهندي برد « 8 » ز آنجا ابو بكر شه را در خطهء امرهه « 9 » جلا كرده و حبس كردن فرمود - « 10 » چنان كه هم دران حبس برحمت حق پيوست - * بيت « 11 » * مار را چون دُم كشى سر ببايد كوفتن * كار مارِ دم‌گسسته نيست كاري سرسري و مدت حكومت « 12 » او يك و نيم سال بود - و خود سلطان طرف اتاوه رفت -

--> ( 1 ) M . حضرت آمدند ( 2 ) M . omits مكنت ( 3 ) M . راى جلجين ( 4 ) M . omits قمع ( 5 ) M . فيروز شاهي را نامزد ( 6 ) B . ايشان شكستند ( 7 ) M . تعاقب كرد بيشترى منهزم ( 8 ) M . كهندى مردى بود ( 9 ) M . خطهء ميرته جدا كرده ( 10 ) B . چنانچه ( 11 ) M . omits the whole بيت ( 12 ) B M . omits و مدت حكومت او يك و نيم سال بود